|
به نام آسمونی که برای خالی کردن بقضش به باران بسنده کرد
می دونم قرار بود دیگه آپ نکنم اما فقط اومدم بگم واسه یه عزیز دعا کنین.
منم اعصابم مثل داداش امیدم بهم ریخته
برای اولین بار از اینکه بگم پسرم از خودم بدم اومده.
نفرین بر ذات کثیف بعضی از ما آدما.
همه چیز اینجا توضیح داده شده.(روی اسم زیتارا کلیک کنید)
زیتارا
(خواهش میکنم وقت بذارین و بخونیدش)
ببخشید همگی اما خیلی اعصابم بهم ریخته
|